السيد الطباطبائي

254

اصول فلسفه رئاليسم ( فارسى )

تأخر پيش خواهد آمد . چيزى كه هست اين است كه مبدأ مفروض در اين موارد كه نام برديم ، فرضى و قراردادى است و از همين جهت مفهوم پيشى و پسى به حسب تبدل فرض ، جاى خود را تبديل مىكنند . ولى اين‌گونه اختلافات را - اختلاف تشكيكى با زيادتى و كمى - در واقعيت خارج نيز داريم و البته روشن است كه كم و زياد ، پيوسته نسبت به مبدئى متحقق مىشوند . چنان كه واحد نسبت به عددهاى ديگر مانند دو ، سه ، چهار طبعاً مقدم است ، زيرا تا آن وجود نگيرد ديگران موجود نمىشوند . اجزاى هر مركبى طبعاً تا موجود نشوند مركب به وجود نمىآيد . اجزاى علت نسبت به معلول همان حال را دارند و گاهى كه دو واحد را با عدد ديگر و يا دو جزء مركب را با مركب يا دو جزء علت را با معلول بسنجيم با هم بوده و نسبت به همديگر پيشى و پسى نخواهند داشت . و همچنين علت تامه نسبت به معلول ، خود علاوه بر اين كه در وجود - نه در زمان - مقدم است ، در وجوب وجود نيز مقدم مىباشد ، زيرا معلول پيوسته با ضرورت وجود ( رجوع شود به مقاله 8 ) موجود است و تا علت تامه‌اش اين صفت را واجد و دارا نباشد ، معلول داراى آن نخواهد بود . چون دو علت تاميه از براى يك معلول معنا ندارد ، در اين نوع از تقدم و تأخر معيّت و با همى وجود ندارد . و همچنين اجزاى مهيّت شيئى ( چنان كه در مقاله 5 گفته شد و در مقاله 13 خواهد آمد ) اگر چه تنها در ذهن مىباشند ، نسبت به مهيّت مركبه تقدم دارند و البته اين تقدم تنها در مفهوم است نه در وجود . و همچنين در ميان اجزاى زمانى يك نوع تقدم و تأخر ثابتى موجود است . امروز پس از ديروز و پيش از فردا مىباشد . و البته بايد تصور كرد كه اين اختلاف پيش و پسى در اجزاى زمان مستند به پيدايش مبدأ مفروضى است ، مانند مبدأ تاريخى و جز آن ، زيرا تقدم و تأخرهايى كه در اين راه عارض اجزاى زمان مىشوند ، قابل تغيير مىباشند در صورتى كه تقدم و